جمعه 20 11 1391

من فراموش نميكنم؛ بر حسب تصادف، سالها پيش از پيروزى انقلاب منزل دوستى رفته بوديم - اهل يكى از شهرستانهاى شمال كشور بود، آمده بود مشهد، ما رفتيم ديدنش - نماينده‌ى آن شهر در مجلس شوراى ملىِ آن روز هم اتفاقاً مشهد بود و او هم آمده بود ديدن اين شخص. تصادفاً ما با يك نماينده‌ى مجلس يك ساعتى همنشين شديم. ما آن وقت جوان بوديم، مثل حالاى شماها - كه هر چه دلتان ميخواهد، ميگوئيد - ما هم ملاحظه‌ى جوانب قضيه را نميكرديم. بنده شروع كردم انتقاد از دستگاه، و همان حرفهائى كه آن وقتها در ذهن ما بود، گفتيم. او نماينده‌ى مجلس شاه بود، به او برخورد؛ لذا بنا كرد با ما مجادله كردن. از جمله‌ى حرفهائى كه من به او زدم، اين بود كه گفتم: آقا مملكت را راكد نگه داشته‌ايد؛ همه‌اش واردات، همه‌اش واردات، همه‌اش مصنوعات ديگران؛ پس خود ما چرا كارى نميكنيم؟ جوابى كه او داد، جالب است، كه شما بدانيد طرز فكرها چه بود. گفت: آقا بهتر، بهتر! اروپائى‌ها مثل نوكر براى ما كار كنند، ما از نتيجه‌ى كاركرد آنها استفاده كنيم.

(بيانات در ديدار دانشجويان دانشگاه‌هاى استان يزد ۱۳۸۶/۱۰/۱۳)

منبع: سايت حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي

گردآورنده: مرتضي فروتن تنها

شنبه 25 9 1391

از پشت ويترين مغازه اش كه رد مي شدي٬ كفش هاي قهوه اي براقش چشم را مي گرفت٬ گوشه ويترين نوشته بود:« فروشگاه كفش دست دوز و چرم مشهد »

 

چند ماه كه گذشت٬از پشت ويترين مغازه اش كه رد مي شدي كفش هاي اسپرت رنگ و وارنگش چشم را مي گرفت٬روي كفش ها نوشه بود: NIKE، ADIDAS٬TIBAHR، SUPRA ٬كفش هاي به قول خودش اصل.

مي گفت: «قيمت خيلي از كفش هاي چرم اصل از قيمت كفش هاي مارك كمتر است اما خوب امروز همه طالب كفش هاي مارك اند.»

 يادم به مطلب يكي از خبرگزاري ها افتاد: «در چهارسال گذشته نزديك به 80 درصد كارگاه هاي توليدي كفش دست دوز داخلي تعطيل شده اند و تنها 20 درصد از اين واحدهاي توليدي فعال هستند.»* و قصه قديمي آن عقاب تيرخورده كه گفت: «از ماست كه بر ماست.»

منبع: وبلاگ كالاي ايراني بخريم

شنبه 25 9 1391

رفته بوديم خريد. بازار را مي گشتيم براي پيدا كردن جنسي كه به دنبالش بوديم. چند جا قيمت كرديم. ديگر داشتيم خسته مي شديم از بس از اين مغازه به آن مغازه رفته بوديم. به يكي از فروشنده ها گفتم: «آقا من در خريد اين نوع جنس هيچ تخصصي ندارم. مي شه يك توضيحي بدهيد كه چي به چيست؟» گفت: «بله بله. دنبال من بيا». ما را هدايت كرد به طرفي ديگر از بازار و مدتي راه برد تا رسيديم به مغازه اي. گفت: «اين مغازه ي دوم ماست. نگاه كن ببين چيزي كه مي خواهي اينجا هست يا نه.» در مغازه گشتيم و اتفاقا جنسي را پيدا كرديم كه به نظرم مطلوب بود. گفتم: «قيمت اين چه قدر است؟» فروشنده كه فهميده بود از آن خوشمان آمده است گفت: «اين جنس عالي است. درجه يك. از تركيه آورديم...» داشت ادامه مي داد كه گفتم: «متاسفم!» فروشنده تعجب كرده بود. ادامه دادم: «واقعا از اين خوشمان آمده بود، ولي حالا كه مي گوييد ترك است، ديگر نمي خواهمش. جنس ايراني مي خواهم. گرچه اين را پسنديده ام، ولي نمي ارزد كه جنس كشور خودم و اقتصاد كشور خودم را رها كنم و جنس تركي بخرم!» فروشنده كه فهميده بود عجب غلطي كرده است و مشتري دارد مي پرد، دستپاچه گفت: «نه آقا! حالا ما يه چيزي گفتيم. اين ها اكثرا ايراني هستند...»

ادامه ماجرا را در ادامه مطلب بخوانيد...

منبع: پايگاه اطلاع رساني حوزه

ادامه مطلب
شنبه 18 9 1391

خاطره اي از آيت الله مرعشي نجفي


روزي خياطشان گفته بود كه آقا دكمه اي كه ما مي گذاريم از خارج مي آيد، پاسخ داده بود كه به جايش از همين قيتان هايي كه ساخت ايران هست، دكمه درست كنيد.
بزرگان اين سرزمين هنوز خيلي پيش از آنكه نامي از سال حمايت از توليد ملي باشد، ضرورت استفاده از كالاهاي توليد داخل را دريافته بودند، آيت الله مرعشي نجفي از نمونه همين مردان خداي گونه است كه داستان نرفتنش به حج به خاطر عدم استطاعت مالي زبانزد خاص و عام ايرانيان و حتي غيرايرانيان شده است.
اين روحاني بزرگوار درباره لباسش مي گفت: از روزي كه من خود را شناختم، يك ذره لباس خارجي مصرف نكردم.
ايشان هر چه لباس مي پوشيد، ساخت داخل بود، روزي خياطشان گفته بود: آقا دكمه اي كه ما مي گذاريم از خارج مي آيد، و ايشان در پاسخ تأكيد كرده بود كه اگر كالايي غير ايراني است استفاده نكنيد، به جايش از همين قيتان هايي كه ساخت ايران هست، دكمه درست كنيد تا دكمه آن هم خارجي نباشد.
ضرورت توجه به امري با اهميت مصرف توليد ملي زمينه ساز و بستر ساز ايجاد خلاقيت و فرصت هاي فراوان شغلي در كشور است كه با تحقق آن جوانان شاغل مي شوند و مشكل هاي اقتصادي يكي پس از ديگري از دامنه زندگي مردم رخت بر مي بندند.

منبع : پايگاه اينترنتي بسيج

X